خرید بک لینک

(عجب از لطف تو ای گل که نشستی با خار/ ظاهرا مصلحت وقت در آن می...

 (عجب از لطف تو ای گل که نشستی با خار/ ظاهرا مصلحت وقت در آن می بینی)

ده نکته مدیریتی از این شعر حافظ

(عجب از لطف تو ای گل که نشستی با خار/ ظاهرا مصلحت وقت در آن می بینی)

این بیتِ نغز از حافظ، تجلی‌گاهِ یکی از پیچیده‌ترین مفاهیمِ مدیریتی یعنی «مدیریتِ شرایطِ بحرانی و اقتضایی» است. در مدیریتِ استراتژیک، کمتر هنری به اندازه «مصلحت‌سنجی» یا همان (Situational Management) اهمیت دارد.

در ادامه، ده نکته مدیریتی و سازمانی از منظرِ حافظ برای این بیت تبیین می‌گردد:

۱. اصلِ «اقتضائاتِ زمانی» (Situational Leadership)

مدیرِ تراز، «مصلحتِ وقت» را می‌شناسد. این یعنی تصمیم‌گیری در خلأ اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه هوشمندیِ مدیر در آن است که تشخیص دهد در شرایطِ خاص (حتی نامطلوب)، چه رفتاری اثربخش‌تر است. مدیر نباید لزوماً ایده‌آل‌گرا باشد، بلکه باید واقع‌بین و موقعیت‌شناس باشد.

۲. مدیریتِ «تضاد و تنوع» (Diversity Management)

نشستنِ گل با خار، نمادِ مدیریتِ نیروهای متضاد در یک سازمان است. مدیرِ دانا می‌داند که برای پیشبردِ اهداف، گاهی باید میانِ نیروهای متخصص (گل) و نیروهای اجرایی یا حتی چالش‌برانگیز (خار) تعادل ایجاد کند. هنرِ مدیریتی در هم‌افزاییِ این تضادهاست.

۳. «انعطاف‌پذیریِ استراتژیک» (Strategic Flexibility)

اینکه گل (نمادِ زیبایی و کمال) با خار (نمادِ سختی و آزار) می‌نشیند، نشان‌دهنده انعطافِ مدیر است. سازمان‌هایی که در مقابلِ تغییراتِ محیطیِ ناخوشایند، خشک و شکننده عمل می‌کنند، آسیب‌پذیرترند. مدیر باید بتواند در صورتِ نیاز، استراتژیِ خود را تغییر دهد.

۴. اصلِ «مصلحت‌سنجیِ مصلحانه» (Pragmatism)

مصلحت در اینجا به معنایِ فرصت‌طلبیِ منفی نیست، بلکه به معنایِ «دوراندیشی» است. مدیرِ لایق، گاهی برای حفظِ کلیتِ سازمان و رسیدن به هدفی بزرگ‌تر، به برخی تعاملاتِ ناخوشایند تن می‌دهد تا ثباتِ مجموعه حفظ شود.

۵. شناختِ «ظرفیت‌هایِ بالقوه» در محیط

گاهی «خار» در سازمان، نمادی از تهدیدات یا شرایطِ سختِ کاری است. مدیرِ بصیر همان‌طور که حافظ «عجب» می‌کند، باید به دنبالِ «حکمت» در شرایطِ سخت باشد. شاید در دلِ همین شرایطِ دشوار (نشستن با خار)، فرصتی نهفته باشد که تنها مدیرِ تیزبین آن را می‌بیند.

۶. مدیریتِ «تصویرِ عمومی» و اقناع‌گری

عبارتِ «ظاهراً» در شعر حافظ بسیار کلیدی است. مدیر باید بتواند رفتارهایِ خود را برای ذینفعان (Stakeholders) توجیه کند. وقتی مدیری تصمیمی می‌گیرد که در نگاهِ اول عجیب به نظر می‌رسد، باید تواناییِ «تبیینِ مصلحت» را داشته باشد تا اعتمادِ تیم سلب نشود.

۷. «صبر و مدارا» (Tolerance)

نشستنِ گل با خار نیازمندِ صبرِ بالایی است. در مدیریتِ منابع انسانی، گاهی مدیر باید با کارکنانی که با فرهنگِ سازمانیِ مطلوب (گل) فاصله دارند (خار)، مدارا کند تا به مرور زمان، آن‌ها را اصلاح یا از ظرفیتِ آن‌ها به صورتِ محدود استفاده کند.

۸. «تفویضِ اختیار» در حوزه‌هایِ غیرمطلوب

مدیرِ ارشد (گل) برای اینکه آلوده‌یِ حواشیِ فرسایشی نشود، باید مرزهایِ خود را حفظ کند، اما در عین حال مدیریتِ امورِ سخت را بر عهده بگیرد. نشستن در اینجا به معنایِ حضورِ کنترل‌گرانه و نظارتِ مستقیمِ مدیر در لایه‌هایِ عملیاتی است.

۹. پرهیز از «قضاوتِ عجولانه»

حافظ در ابتدا می‌گوید «عجب از لطفِ تو»، اما بلافاصله می‌گوید «مصلحتِ وقت در آن می‌بینی». این یعنی بسیاری از تصمیماتِ مدیریتی در نگاهِ اول (سطحی) ممکن است اشتباه یا متناقض به نظر برسند، اما در تحلیلِ کلان (سیستمی)، دارایِ منطقِ مدیریتی هستند. مدیر باید از قضاوت‌هایِ هیجانیِ کارکنان نسبت به تصمیماتِ خود نهراسد.

۱۰. اصلِ «حفظِ هویت در شرایطِ ناهمگون»

نکته ظریف این است که گل، علی‌رغمِ نشستن با خار، همچنان «گل» باقی می‌ماند. مدیرِ اسلامی باید چنان در اصولِ اخلاقی و ارزش‌هایِ سازمانی مستحکم باشد که در تعاملاتِ کاریِ ناخوشایند، هویتِ مدیریتی و ارزش‌هایِ بنیادینِ او آسیب نبیند.

نتیجه‌گیری:

این بیتِ حافظ، درسِ «مدیریتِ رئالیستی» است. مدیری که می‌داند در دنیایِ واقعی، همیشه شرایطِ ایده‌آل مهیا نیست و هنرِ او در این است که با حفظِ گوهرِ وجودیِ سازمان، در سخت‌ترین شرایط نیز مصلحتِ مجموعه را فدایِ رویاپردازی‌هایِ بی‌جا نکند.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کمالی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:32

صفحه بندی