قَالَ علی عَليهِ السَّلامُ :
أَحْبِبْ حَبِيبَکَ هَوْناً مَا،'>مَا، عَسَى أَنْ يَکُونَ بَغِيضَکَ يَوْماً مَا، وَ أَبْغِضْ بَغِيضَکَ هَوْناً مَا، عَسَى أَنْ يَکُونَ حَبِيبَکَ يَوْماً ما.
امام علی (عليه السلام) فرمودند: دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار، چرا که ممکن است روزى دشمنت شود و با دشمنت نيز در حد اعتدال دشمنى کن، زيرا ممکن است روزى دوست تو شود.
این کلامِ بسیار حکمتآمیزِ امیرالمؤمنین (ع)، در ادبیاتِ مدیریت و روانشناسیِ سازمانی، به مفهوم «مدیریتِ روابط» (Relationship Management) و «تعادلِ عاطفی» (Emotional Equilibrium) اشاره دارد.
در دنیایِ امروز، این سخن فراتر از یک توصیه اخلاقی، یک استراتژیِ حیاتی برای «مدیریتِ سرمایههای انسانی» و «حفظِ ثباتِ سازمانی» است. اگر بخواهیم این حکمت را به ۱۰ اصلِ مدیریتی برای یک رهبرِ هوشمند ترجمه کنیم، به نتایج زیر میرسیم:
۱. اصلِ مدیریتِ تعادلیِ روابط (Balanced Relationship Management)
مدیر نباید در روابطِ خود با کارکنان دچار «افراط» یا «تفریط» شود. محبتِ بیش از حد به یک فرد (حتی اگر بسیار توانمند باشد) میتواند منجر به ایجاد «رانتِ عاطفی» و تبعیض شود، و دشمنیِ شدید با یک فرد میتواند منجر به از دست دادنِ پتانسیلهایِ مخفیِ او شود.
۲. پیشگیری از «سوگیریِ تایید» (Avoiding Confirmation Bias)
وقتی مدیر بیش از حد به کسی علاقه داشته باشد، تمایل دارد فقط نقاط مثبت او را ببیند و اشتباهاتش را نادیده بگیرد (سوگیریِ تایید). این حکمت به مدیر میآموزد که حتی «دوستانِ نزدیکِ کاری» را هم با نگاهی منتقدانه و عادلانه بسنجد تا کیفیتِ کارِ سازمان حفظ شود.
۳. حفظِ فاصله حرفهای (Maintaining Professional Boundaries)
«دوست داشتن در حد اعتدال» یعنی میانِ «رابطهی انسانیِ خوب» و «رابطهی صمیمیِ غیرحرفهای» مرز بگذارید. صمیمیتِ بیش از حد میتواند «مرجعیتِ مدیریت» را از بین ببرد و اجرایِ تصمیماتِ سخت (مانند توبیخ یا اخراج) را برای مدیر دشوار کند.
۴. مدیریتِ تعارضات به سبکِ غیرتهاجمی (Non-Aggressive Conflict Management)

در مواجهه با کارکنانِ چالشبرانگیز یا مخالف، نباید از آنها «ابغاض» (دشمنیِ مطلق) کرد. مدیریتِ صحیح، برخورد با «رفتارِ نادرست» است، نه «شخصیتِ فرد». دشمنیِ شخصی باعث میشود در صورتِ تغییرِ نگرشِ آن فرد، سازمان فرصتِ بازگشتِ او را از دست بدهد.
۵. مدیریتِ پتانسیلهایِ تغییرپذیر (Managing Changeable Potential)
در سازمان، نقشها، جایگاهها و حتی شخصیتها تغییر میکنند. کسی که امروز در تیمِ شما است، فردا ممکن است در پروژهای دیگر یا در جایگاهی دیگر همکارِ شما باشد. نگاهِ اعتدالی، «شبکهی ارتباطیِ» مدیر را برای آینده باز نگه میدارد.
۶. جلوگیری از «سیاستهایِ استبدادی» و «کوبندگی» (Preventing Authoritarianism)
دشمنیِ شدید و برخوردِ تند با مخالفان، باعث ایجادِ فرهنگِ «ترس» در سازمان میشود. مدیرِ «صاحبنظر»، برخورد با مخالف را با «عدل و منطق» مدیریت میکند تا از ایجادِ دشمنانِ پنهان و خرابکارانِ سازمانی جلوگیری کند.
۷. مدیریتِ سوگیریهایِ عاطفی در استخدام و ارتقا (Mitigating Emotional Bias in HR)
این حکمت به مدیر هشدار میدهد که در تصمیماتِ حساسِ منابع انسانی (استخدام، ارتقا، پاداش)، نباید تحتِ تاثیرِ «عشق یا نفرت» قرار گیرد. تصمیم باید بر مبنای «عملکرد» باشد، نه «احساس» نسبت به فرد.
۸. حفظِ «سرمایهیِ اجتماعیِ» مدیر (Protecting Social Capital)
مدیر کسی است که میتواند در بحرانها، تکیهگاهِ دیگران باشد. اگر مدیر با همه در حدِ اعتدال برخورد کند، «سرمایهی اجتماعی» (اعتبار و احترام) او در سازمان بالا میرود؛ اما اگر با یک گروه بسیار نزدیک و با گروه دیگر بسیار دور شود، این سرمایه را از دست میدهد.
۹. آمادگی برایِ سناریوهایِ مختلف (Scenario Plaing)
این کلام یک نوع «تفکرِ سناریو-محور» است. مدیر باید همیشه در ذهن داشته باشد که «امروز» لزوماً «فردا» نیست. این نگاهِ واقعبینانه، او را در برابرِ تغییرِ ناگهانیِ وفاداریها یا تغییرِ شرایطِ بازار، آماده و منعطف میکند.
۱۰. ارتقایِ فرهنگِ «احترامِ متقابل» (Promoting Mutual Respect)
وقتی مدیر در برخورد با هر دو طیف (دوست و دشمن) متین و معتدل است، الگویی از «احترامِ پایدار» میسازد. این کار باعث میشود فرهنگِ سازمان از «احساساتِ شخصی» به سمت «اصولِ اخلاقی و حرفهای» حرکت کند.
خلاصهی مدیریتی:
در مدیریت، «تندروی در عاطفه» است دشمنِ «صحتِ تصمیم». مدیرِ موفق، کسی است که بتواند میانِ «قلب» (احساسات) و «عقل» (قوانین و عملکرد) تعادلی برقرار کند، به طوری که حتی در سختترین برخوردها، راهِ بازگشت و اصلاح را برای دیگران باز بگذارد.
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل کمالی